بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
در 1 پیامبر صلى الله علیه وآله نیز مثل قرآن مجید ، انتخاب 1 و پیشوا را به 1 متعال نسبت داده شده 1.علماى بزرگى از اهل سنت؛ مانند بخاری ابن هشام و ابن كثیر و ابن حبّان و دیگران نقل كرده اند كه در هنگام دعوت قبائل عرب به سوى اسلام، بعضى از شخصیتهاى بزرگ قبایل؛ مانند مسیلمه کذاب و بنى عامر بن صعصعة، به رسول اكرم صلى اللّه علیه وآله گفتند: اگر ما تو را یارى كنیم و كار تو بالا بگیرد، ریاست و جانشینى بعد از تو، به عهده ما خواهد بود؟
عن ابن عَبَّاسٍ رضي الله عنهما قال قَدِمَ مُسَيْلِمَةُ الْكَذَّابُ على عَهْدِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَجَعَلَ يقول: إن جَعَلَ لي مُحَمَّدٌ الْأَمْرَ من بَعْدِهِ تَبِعْتُهُ وَقَدِمَهَا في بَشَرٍ كَثِيرٍ من قَوْمِهِ. فَأَقْبَلَ إليه رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَمَعَهُ ثَابِتُ بن قَيْسِ بن شَمَّاسٍ وفي يَدِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قِطْعَةُ جَرِيدٍ حتى وَقَفَ على مُسَيْلِمَةَ في أَصْحَابِهِ فقال: لو سَأَلْتَنِي هذه الْقِطْعَةَ ما أَعْطَيْتُكَهَا وَلَنْ تَعْدُوَ (أَمْرَ اللَّهِ) فِيكَ؛وَلَئِنْ أَدْبَرْتَ ليَعْقِرَنَّكَ الله وَإِنِّي لَأَرَاكَ الذي أُرِيتُ فِيكَ ما رأيت
رقم الحديث: 4225
(حديث مرفوع) حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ سَهْلٍ التَّمِيمِيُّ ، حَدَّثَنَا أَبُو الْيَمَانِ ، أَخْبَرَنَا شُعَيْبٌ ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي حُسَيْنٍ ، حَدَّثَنَا نَافِعُ بْنُ جُبَيْرٍ ، عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ ، قَالَ : " قَدِمَ مُسَيْلِمَةُ الْكَذَّابُ عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْمَدِينَةَ ، فَجَعَلَ يَقُولُ : إِنْ جَعَلَ لِي مُحَمَّدٌ الْأَمْرَ مِنْ بَعْدِهِ تَبِعْتُهُ ، فَقَدِمَهَا فِي بَشَرٍ كَثِيرٍ مِنْ قَوْمِهِ ، فَأَقْبَلَ إِلَيْهِ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، وَمَعَهُ ثَابِتُ بْنُ قَيْسِ بْنِ شَمَّاسٍ ، وَفِي يَدِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قِطْعَةُ جَرِيدَةٍ ، حَتَّى وَقَفَ عَلَى مُسَيْلِمَةَ فِي أَصْحَابِهِ ، قَالَ : لَوْ سَأَلْتَنِي هَذِهِ الْقِطْعَةَ مَا أَعْطَيْتُكَهَا ، وَلَنْ أَتَعَدَّى (أَمْرَ اللَّهِ) فِيكَ ، وَلَئِنْ أَدْبَرْتَ لَيَعْقِرَنَّكَ اللَّهُ ، وَإِنِّي لَأُرَاكَ الَّذِي أُرِيتُ فِيكَ مَا أُرِيتُ ، وَهَذَا ثَابِتٌ يُجِيبُكَ عَنِّي ، ثُمَّ انْصَرَفَ عَنْهُ ...
ابن عَبَّاسٍ رضى الله عنهما گفت: مُسَيْلِمَه كَذَّاب در زمان رسول اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم مىگفت: اگر محمد امارت [اَمر] بعد از خودش را براى من قرار دهد از او پيروى مىكنم، او با افراد فراوان از قبيلهاش به سمت آن حضرت آمد و رسول خدا به همراه ثابت بن قيس به او رو كرد و در حالى كه در 1شان تكه چوبى بود به نزد او رفت و در مقابلش ايستاد و فرمود: اگر اين تكه چوب را از من بخواهى، به تو نخواهم داد وَ هرگز (أَمر اللّه) را در خود نخواهى ديد ؛ و اگر پشت كنى (و اسلام نياوري) قطعاً خداوند تو را خوار خواهد كرد و من عاقبت تو را شوم مىبينم.
[صحیح البخاری - کتاب المناقب - باب علاماة النبوة في الإسلام - ح 3374 وایضاً : صحیح مسلم - کتاب الرؤیا - باب رؤیا النبی صلی الله علیه (وآله) وسلم - ح 4225]
عن الزهری أنه أتى بنی عامر بن صعصعة فدعاهم إلى الله عز وجل وعرض علیهم نفسه فقال رجل منهم یقال له بیحرة بن فراس قال ابن هشام فراس بن عبدالله بن سلمة الخیر بن قشیر بن كعب ابن ربیعة بن عامر بن صعصعة: أن رسول الله اتي بني عامر بن صعصعه فدعاهم الی الله عزوجل وعرض علیهم نفسه فقال له رجل منهم یقال له بیحره بن فراس : ... والله لو انی اخذت هذا الفتی من قریش لاکلت به العرب . ثم قال ارایت ان نحن بایعنا علی امرک ثم اظهرک الله علی من خالفک ایکون لنا الامر بعدک؟ قال صلی الله علیه وآله الامر الی الله یضعه حیث یشاء!قال فقال له : افنهدف نحورنا للعرب دونک فاذا اظهرک الله کان الامر لغیرنا . لا حاجه لنا بامرک فابوا علیه.
از زهرى روایت است كه حضرت پیامبر صلی اله علیه وآله در اوایل بعثت به سراغ قبیله ی بنی عامر بن صعصعه رفت و آنها را به خدای عزوجل خواند و خودش را به آنها معرفی کرد . مردی از میان آن قبیله که به او بحیره بن فراس گفته میشد گفت : خدا سوگند اگر من این مرد را از قریش بگیرم عرب را بوسیله او خواهم خورد[= مسلط می شوم] . آنگاه به پیامبر عرض کرد : اگر ما با تو در امر رسالت بیعت کردیم سپس خدا تو را بر مخالفانت پیروز ساخت آیا بعد از تو ما از این امر نصیبی داریم و جانشینی خودت را به ما واگذار میکنی؟ پیامبر صلی الله علیه واله فرمود : اختیار این امر به دست خداوند است و آن را هر کجا بخواهد قرار میدهد! آن مرد عرض کرد آیا ما به خاطر تو در مقابل عرب خود را فدا کنیم و از بین برویم و آنگاه که خدا تو را پیروز کرد جانشینی تو برای غیر ما باشد؟ ما به رسالت تو نیازی نداریم و از قبول رسالت پیامبر صلی الله علیه واله خود داری کردند.
[ابن هشام، عبد الملك بن هشام بن أیوب الحمیری أبو محمد، (متوفای218هـ)، السیرة النبویة، ج2، ص272، تحقیق : طه عبد الرءوف سعد، ناشر: دار الجیل - بیروت، الطبعةالأولى ، 1411 هـ ؛ وایضاً :الطبری، محمد بن جریر أبو جعفر (متوفای310)، تاریخ الامم و الملوك (تاریخ الطبری) ، ج 2، ص 84، تحقیق و مراجعه وتصحیح وضبط : نخبة من العلماء الأجلاء، ناشر : مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت – لبنان، الطبعةالرابعة، 1403 - 1983 م ،توضیحات : قوبلت هذه الطبعة على النسخة المطبوعة بمطبعة «بریل»بمدینة لندن فی سنة 1879 م؛ وایضاً : التمیمی البستی، محمد بن حبان بن أحمد ابوحاتم(متوفای354 هـ)، الثقات، ج 1، ص89 ـ 90، تحقیق السید شرف الدین أحمد، ناشر: دار الفكر، الطبعةالأولى، 1395هـ – 1975م؛ وایضاً : عز الدین بن الأثیر، علی بن أبی الكرم محمد بن محمد بن عبد الكریم الشیبانی أبو الحسن(متوفای630هـ)، الكامل فی التاریخ، ج 1، ص 609، تحقیق عبد الله القاضی، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة الثانیة، 1415هـ ؛ وایضاً : الكلاعی الأندلسی، سلیمان بن موسی ابوالربیع (متوفای634هـ)، الإكتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله والثلاثة الخلفاء، ج 1، ص 304، تحقیق د. محمد كمال الدین عز الدین علی، ناشر: عالم الكتب - بیروت، الطبعة: الأولى، 1417هـ ؛ وایضاً : النویری، شهاب الدین أحمد بن عبد الوهاب (متوفای733هـ)، نهایة الأرب فی فنون الأدب، ج 16، ص 215، تحقیق مفید قمحیة وجماعة، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعةالأولى، 1424هـ - 2004م؛ وایضاً : الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج 1، ص 286، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربی - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م؛ وایضاً :ابن كثیر الدمشقی، إسماعیل بن عمر ابوالفداء القرشی (متوفای774هـ)، البدایة والنهایة ج 3 ، ص 139، ناشر: مكتبة المعارف – بیروت؛ وایضاً : الحلبی، علی بن برهان الدین (متوفای1044هـ)، السیرة الحلبیة فی سیرة الأمین المأمون، ج 2، ص 154، ناشر: دار المعرفة - بیروت – 1400.]
همچنین بسیارى از بزرگان اهل سنت همین روایت را از ابن عباس نقل کرده اند:
عن ابن عباس، عن العباس قال: قال لى رسول الله صلى الله علیه وسلم: «لا أرى لى عندك ولا عند أخیك منعة، فهل أنت مخرجى إلى السوق غدا حتى نقر فی منازل قبائل الناس» وكانت مجمع العرب. قال: فقلت: هذه كندة ولفها، وهى أفضل من یحج البیت من الیمن، وهذه منازل بكر بن وائل، وهذه منازل بنى عامر بن صعصعة، فاختر لنفسك. قال: فبدأ بكندة فأتاهم فقال: ممن القوم ؟ قالوا: من أهل الیمن.قال: من أی الیمن ؟ قالوا: من كندة قال: من أی كندة ؟ قالوا: من بنى عمرو بن معاویة.
قال: فهل لكم إلى خیر ؟ قالوا: وما هو ؟ قال: " تشهدون أن لا إله إلا الله وتقیمون الصلاة وتؤمنون بما جاء من عند الله ".
قال عبدالله بن الاجلح: وحدثنی أبى عن أشیاخ قومه، أن كندة قالت له: إن ظفرت تجعل لنا الملك من بعدك؟ فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم: إن الملك لله یجعله حیث یشاء! فقالوا: لا حاجة لنا فیما جئتنا به.
ابن عباس از پدرش عباس نقل مىكند كه گفت: پیامبر صلى الله علیه وآله فرمودند: آیا تو با من فردا به بازار مىآیى تا در محل نزول قبایل مردم كه محل اجتماع عرب است استقرار یابیم؟ عباس گفت كه : به رسول الله صلى الله علیه وآله گفتم: قبیله كِندِه و منازل بكر بن وائل و منازل بنى عامر بن صعصعة مىباشد، هر كدام را كه مىخواهى انتخاب كن، عباس گفت: آن حضرت از قبیله كنده شروع كرد و به سراغ آنها رفت و فرمود : چه كسانى هستند این جمعیت؟ گفتند: از اهل یمن، فرمود : از كدام قبیله یمن؟ گفتند: از کنده ، فرمود : از كدام تیره؟ گفتند: از بنى عمرو بن معاویة؛ فرمود: آیا خواهان خیر هستید؟ گفتند: چیست آن؟ فرمود: «اینكه شهادت بدهید كه خدایى جز خداى یگانه نیست و نماز را بپا دارید و ایمان بیاورید به آنچه كه از طرف خداوند آمده است»، عبدالله بن اجلح گفت: پدرم از پیرمردان قبیله خود حدیث كرد كه، قبیله كِنده به آن حضرت گفتند: اگر پیروز شدى آیا مُلک و حكومت را براى ما قرار مىدهی؟ پیامبر صلى الله علیه واله فرمودند: مُلک و حكومت فقط براى خداوند است هر جا كه بخواهد آن را قرار مىدهد.
[ابن كثیر الدمشقی، إسماعیل بن عمر ابوالفداء القرشی (متوفای774هـ)، السیرة النبویة، ج2، ص189. طبق برنامه الجامع الكبیر؛ وایضاً : ابن كثیر الدمشقی، إسماعیل بن عمر ابوالفداء القرشی (متوفای774هـ)، البدایة والنهایة، ج 3، ص1، ناشر: مكتبة المعارف – بیروت.]
و نیز بسیارى از بزرگان اهل سنت همین داستان را در باره عامر بن طفیل و اربد بن ربیعه نیز نقل کردهاند که آنها نیز همین در خواست را داشتند و رسول خدا صلى الله علیه و آله همان جواب را داده است:
عن ابن عباس رضی الله عنهما قال أقبل عامر بن الطفیل وأربد بن ربیعة وهما عامریان یریدان رسول الله وهو جالس فی المسجد فی نفر من أصحابه فدخلا المسجد فاستشرف الناس لجمال عامر وكان أعور وكان من أجل الناس فقال رجل یا رسول الله هذا عامر بن الطفیل قد أقبل نحوك فقال: دعه فإن یرد الله به خیرا بهذه فأقبل حتى قام علیه فقال یا محمد مالی إن أسلمت قال لك ما للمسلمین وعلیك ما على المسلمین قال: تجعل لی الأمر بعدك ؛ قال: لیس ذلك إلی إنما ذلك إلى الله عز وجل یجعله حیث یشاء!
از ابن عباس روایت است که گفته است: عامر بن طفیل و اربد بن ربیعه که هر دو عامرى (از قبیله بنى عامر) بودند به طرف رسول اکرم صلى الله علیه واله آمدند و آن حضرت در مسجد نشسته بودند، پس داخل مسجد شدند، مردى گفت که اى رسول خدا عامر بن طفیل به سوى شما آمدند، آن حضرت فرمودند: رهایش کن اگر خداوند به واسطه او خیرى را خواسته باشد با این آمدن او خواهد بود پس عامر بن طفیل نزدیک آمد تا اینکه د ر مقابل آن حضرت ایستاد و گفت: اى محمد چه چیزى براى من خواهد بود اگر اسلام بیاورم، نبى مکرم اسلام فرمود: به نفع و ضرر تو همان چیزى خواهد بود که به نفع و ضرر مسلمانان است، عامر گفت:حکومت را بعد از خودت براى من قرار بده، آن حضرت فرمودند: این امر مربوط به من نیست و با خداوند عز وجل است که هر جا كه بخواهد آن را قرار مىدهد!
[البغوی، الحسین بن مسعود (متوفای516 هـ )، تفسیر البغوی، ج 3، ص 10، تحقیق: خالد عبد الرحمن العك، ناشر: دار المعرفة - بیروت؛ وایضاً : الثعلبی ابوإسحاق أحمد بن محمد بن إبراهیم (متوفای427هـ) الكشف والبیان، ج 5، ص276، تحقیق: الإمام أبی محمد بن عاشور، مراجعة وتدقیق الأستاذ نظیر الساعدی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ-20؛2م؛وایضاً : القرطبی، محمد بن أحمد الأنصاری أبو عبد الله، الجامع لأحكام القرآن (تفسیر القرطبی)(متوفای 671 هـ )، ج 9، ص 297، ناشر : دار الشعب – القاهرة. وایضاً : البغدادی الشهیر بالخازن، علاء الدین علی بن محمد بن إبراهیم (متوفای725هـ )، تفسیر الخازن المسمی لباب التأویل فی معانی التنزیل، ج 4 ص 8 ، ناشر: دار الفكر - بیروت / لبنان - 1399هـ ـ 1979م؛ وایضاً : النویری، شهاب الدین أحمد بن عبد الوهاب (متوفای733هـ)، نهایة الأرب فی فنون الأدب، ج 3 ص 37، تحقیق مفید قمحیة وجماعة، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعةالأولى، 1424هـ - 2004م؛ وایضاً :المیدانی، أحمد بن محمد النیسابوری أبو الفضلل، (متوفای518هـ )، مجمع الأمثال ج 2 ص 57 ، تحقیق : محمد محیى الدین عبد الحمید ناشر : دار المعرفة – بیروت؛ وایضاً : الزیلعی، عبدالله بن یوسف ابومحمد الحنفی (متوفای762هـ)، تخریج الأحادیث والآثار الواقعة فی تفسیر الكشاف للزمخشری، ج 2 ص 189، تحقیق: عبد الله بن عبد الرحمن السعد، ناشر: دار ابن خزیمة - الریاض، الطبعة: الأولى، 1414هـ ؛ وایضاً : الحلبی، علی بن برهان الدین (متوفای1044هـ)، السیرة الحلبیة فی سیرة الأمین المأمون، ج 3 ، ص 246،ناشر: دار المعرفة - بیروت – 1400؛ وایضاً : الواحدی، أبی الحسن علی بن أحمد، أسباب نزول الآیات، ناشر: مؤسسة الحلبی وشركاه للنشر والتوزیع – القاهرة، 1388 - 1968 م.]
بخشی از مطالب از منبع: http://salaf.mihanblog.com/post/141
برچسب:
نویسنده: مهتاب ایمانی